خانه » محیط زیست » حفاظت محیط زیست درکی است نه درسی

حفاظت محیط زیست درکی است نه درسی

سیدنادر صادقی راد
رفتارشناس حیوانات
منبع: هفته‌نامه سلامت
۹۷/۲/۱۵
ما هر چه داریم از طبیعت و تنوع زیستی داریم، از پوشاک و خوراک که احتیاجات اولیه برای ادامه زندگی هستند تا زیبایی‌ها و هنر. طبیعتی که به ارث برده‌ایم، فقط متعلق به ما نیست و باید آنرا با استفاده پایدار به دست آیندگان برسانیم. همینجا اشاره کنم که استفاده پایدار به معنای استفاده از منابع طبیعی بدون آسیب‌رساندن یا تخریب آن است. از یاد نبریم هر موجودی، یک پلانکتون میکروسکپی یا وال چندتنی، در طبیعت نقش و اهمیت خود را دارد،  خوشحالم در کشوری زندگی می‌کنیم که از ۱۳ اقلیم تعریف‌شده در جهان ۱۱ تای آنرا در خود جا داده است که متاسفانه آسیب فراوان دیده است. بخش‌های مختلفی که به نوعی درگیر محیط زیست هستند یا دغدغه آنرا دارند، هر کدام بخشی از مشکل را می‌بینند. مثلا یک باور رایج این است که شکار عامل اصلی نابودی حیات وحش ایران است، اما دلیل کاهش تعداد بسیاری از گونه‌هایی مانند مارمولک یا ماهی رودخانه‌ای شکار نیست، بلکه دستکاری انسان در چرخه طبیعت به طور غیرمستقیم باعث تحدید گونه‌های جانوری یا گیاهی شده است. از بی‌توجهی‌های فردی هموطنان ما مانند آلوده کردن آب‌ها و رها کردن زباله در طبیعت بگیرید تا سیاستگذاری‌های ناکارامد در سطح کلان و کشوری یا حتا منطقه‌ای.
مثلا زاغچه زیاد شده و سطح شهر را گرفته و آفتی شده است برای پرندگان شهری که عمده دلیل آن رها کردن پسماندها در سطح شهر است که جمعیت این گونه مقاوم و همه‌چیز‌خوار را به نحو عجیبی افزایش داده یا ورود بی‌حساب و کتاب تفنگ بادی بسیاری از گونه‌های جانوری را تهدید می‌کند. همینجا بگویم که اگر بنا به شکار پرندگان شهری یا جواندگانی مانند موش باشد، این کار هم بدون نظارت و ارزیابی خطرناک است و به هدف نمی‌رسد. جمله‌ای از دکتر محمدباقر صدوق، دکترای تخصصی علوم محیط زیست و از مدیران باسابقه محیط زیست، از سال ۵۹ به یاد دارم که به من گفت: «محیط زیست درکی است و نه درسی» این جان کلام درباره حفاظت از محیط زیست است.
اگر بخواهیم این گفته را درباره شکار به کار ببندیم، باید بدانیم یعنی باید با اقامت در محیط آموخته باشیم که برای حفاظت از محیط زیست و حیات وحش یک منطقه چگونه محیط‌بان و شکارچی و روستایی باید در ارتباط و تفاهم با هم قرار گیرند. خیلی از افراد ناآشنا به اصل تعادل جمعیت گونه‌های مختلف جیات وحش فکر می‌کنند، حیات وحش هر چه بیشتر، بهتر، اما از دید روستایی که قرار است دسترنج خود بر روی زمین را از دستبرد گونه‌های مختلفی مانند گراز حفظ کند، شاید موضوع به کلی شکل دیگری دارد. روستایی که باید از آن منطقه امرار معاش کند، طبیعی است که اول منافع خود را می‌بیند. باید بداند حفاظت از محیط زیست چه سودی می‌تواند برایش داشته باشد. مثلا افزایش بیش از حد قوچ و میش یا پرندگانی مانند کبک یا گراز ممکن است کشت و کار کشاورز را به کلی نابود کنند و باعث شوند او بدون هماهنگی با مسئولان به کار قلع و قمع حیات وحش مشغول شود، ولی اگر سودی برایش داشته باشد، خود پیشقدم می‌شود. مثلا در کشور همسایه ما، پاکستان، محلی‌ها با برپا کردن تعاونی مناطقی را برای حفاظت از کل مارخور تعریف کردند و شکارچی‌های خارجی برای شکار این گونه گاه تا ۱۲۰هزار دلار می‌پردازند. البته به دلایلی که می‌توان در جای خود به آن پرداخت، در این سال‌ها موافق حضور شکارچی خارجی در کشورمان نیستم، اما نمونه‌ای که گفتم، یک نمونه موفق در تعامل افراد بومی و مسئولان برای کنترل و به سود رسانی کنترل جمعیت حیات وحش بود.
برای برقراری این تعامل، قدم اول بلد بودن کار است. بدون حضور ملموس و واقعی و بدون زندگی با حیات وحش نمی‌توان نسخه شفا برای حیات وحش پیچید یا صریح‌تر بگویم با نشستن پای مانیتور و نوشیدن نسکافه و بدون طی کردن دشت‌ها و کوه‌ها نمی‌شود درباره محیط زیست نوشت و برنامه ریخت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *